ميرزا حسن حسينى فسايى

638

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

رسيد محمد خان « 1 » برادر خود را كه سردار سپاه فارس بود از پيش روانه نمود و تقى خان استمداد از امير محمد خان « 2 » عرب زنگوئى حاكم ناحيهء طبس خراسان نمود و خود برج و باروى يزد را محكم داشته ، در پس حصار نشست و محمد خان شهر يزد را محاصره نمود و نواب جعفر خان ، عبد الرحيم خان برادر حاجى ابراهيم كلانتر فارس را با فوجى براى اطلاع از اصفهان در ابرقوه گذاشت و خود به تعجيل « 3 » به جانب يزد شتافته ، به اردوى محمد خان ملحق گرديد ، پس چندين يورش به جانب شهر بردند و كارى از پيش نرفت ، روزى تمامت اردو را از جوانب شهر ، حكم به يورش و جنگى سخت نمودند كه در ميانه خبر وصول امير محمد خان طبسى با هزار نفر سوار در همين حال رسيد ، جعفر خان به شيوهء نامرضيه خود از يورش تقاعد نمود و محمد خان پسر نصير خان لارى « 4 » كه با پانصد نفر تفنگچى در پيش روى جعفر خان جنگ مىنمود چون سستى جعفر خان را ملاحظه نمود ، دست از جنگ كشيد و جعفر خان مكث محمد خان را بهانه نموده ، توپخانه و اثاثه دولت و خيمه و خرگاه سلطنت خود را بجا گذاشته ، الفرار ممالايطاق « 5 » را ورد خود نموده ، به جانب شيراز شتافت و سپاه فارس هر يك به ديارى پراكنده شدند و در همين روز امير محمد خان طبسى وارد يزد گرديده ، تمامت توپخانه و اثاثهء سلطنت جعفر خان را متصرف گرديد و غرورى در خود ديد كه دعوى سلطنت نمود پس به عزم جهانگيرى سه چهار هزار نفر سواره و پياده از نائين و كوه‌پايه و اردستان فراهم آورده توپخانه و اثاثهء شاهى زنديه را برداشته به جانب اصفهان شتافت و در بلوك رودشت خيمه و خرگاه شاهى برافراشت « 6 » و نواب جعفر قلى خان « 7 » برادر حضرت شهريار قاجار براى دفع او از اصفهان حركت نمود و بعد از دو سه بار جنگ شكست بر سپاه خان طبسى افتاده ، فرار نمود و توپخانه و اثاثه شاهى جعفر خان زند به دست جعفر قلى خان قاجار درآمد . و در ماه محرم سال 1202 « 8 » : نواب جعفر خان زند وارد شيراز گرديد و باعث فرار خود را محمد خان پسر نصير خان لارى قرار داد و ولد ارجمند خود نواب اميرزاده لطف على خان را به لقب جهانبانى سرافراز فرمود و با فوجى از دلاوران زنديه براى تنبيه محمد خان لارى مأمورش داشت « 9 » و چون خبر حركت لطف على خان به عبد اللّه خان و محمد خان پسران نصير خان لارى رسيد ، قلعه لار را كه بر فراز كوهى مشرف بر شهر لار است به محمد على خان پسرعموى خود سپردند و هريك براى آوردن تفنگچى به جانبى از لارستان شتافتند و لطف على خان قلعه را محاصره نمود و جمعيتى را در عقب محمد خان و عبد اللّه خان روانه داشت و چون جماعت زنديه به آنها رسيدند شكست يافته ، فرار نمودند و محمد على خان بعد از اطلاع بر واقعه ، قلعه لار را به تصرف داد و زمان محاصره به چهار ماه رسيد پس نواب لطف على خان جهانبانى ، عيال نصير خان

--> ( 1 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 300 . ( 2 ) . در ذيل گيتىگشا ، ص 301 : ( امير محمد خان طبسى ) ، متن منقول از روضة الصفا ، است . ر ك : ج 9 ، ص 211 . ( 3 ) . در متن : ( به تعجل ) . ( 4 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 302 . ( 5 ) . حديثى است كه صورت كامل آن چنين است : الفرار مما لايطاق من سنن المرسلين : گريختن از آنچه تاب و توان بر آن نباشد ، راه و روش پيامبران است . امثال و حكم دهخدا ، ص 264 . ( 6 ) . ذيل گيتىگشا ، ص 303 - 302 ، و روضة الصفا ، ج 9 ، ص 210 و 211 . ( 7 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 211 ، ذيل گيتىگشا ، ص 303 . ( 8 ) . شروع در 13 اكتبر 1787 . ( 9 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 9 ، ص 212 ، ذيل گيتىگشا ، ص 304 .